حسن حسن زاده آملى
174
ده رساله فارسى (فارسى)
الاية وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ قام رجلان من مجلسهما فقالا يا رسول اللّه هو التورية ؟ قال لا ، قالا فالانجيل ؟ قال لا ، قالا فالقرآن ، قال لا ، قيل امير المؤمنين على عليه السّلام ؟ فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم : هذا الذى احصى اللّه فيه علم كل شىء . در اين مقام راجع به اقسام نون و قلم و عرش و حمد و قلب و قيامت به نكته 663 هزار و يك نكته رجوع شود . آيا ممكن است كه انسان به جايى برسد كه بشود ، الامام الذى احصى اللّه تبارك و تعالى فيه كل شىء كه جان او لوح محفوظ گردد و عالم به آنچه در كتاب مبين است بشود و وعاء حقائق عوالم گردد ، يا ممكن نيست ؟ آنچه كه از ادله عقليه و آيات و اخبار مستفاد است البته وجه اول متعين است چنان كه در ديگر رسائل اين كمترين چون نهج الولايه ، و انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه و غيرهما معنون و مبرهن است . آيا بحث در لوح و قلم و قضا و قدر و حروف مقطعه قرآن ، به همين قدر پايان يافت ، يا اينكه اگر به منطق عالمى ربانى شرح داده شود مثنوى هفتاد من كاغذ شود ؟ البته وجه دوم متعين است . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در جواب ابن سلام فرمود كه دو ملك موكل بنده بين دو شانه او نشستهاند و زبانش قلمشان و آب دهانش دواتشان و روانش لوحشان است كه اعمال او را تا مماتش مىنويسند . گويا بين دو شانه نشستن ايشان اشاره به اشراف و اطلاع و احاطه آنان بر احوال عبد باشد . و آنكه فرمود فؤاد عبد لوح ملكين است همان است كه مكرر از آيات و اخبار اشاراتى كردهايم كه آدمى صحيفه اعمال خود است ، اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ